محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

14

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

است . افزون بر اين ، در برخى روايات درباره بخيل آمده است : « . . . در دنيا مانند فقيران زندگى مىكند و در آخرت همچون ثروتمندان مورد محاسبه قرار مىگيرد » « 1 » ؛ چنين كسى مانند خوك است كه تنها پس از مرگش براى سگان فايده دارد كه او را مىگزند . بخل حقيقتا رأى و انديشه را فاسد كرده و صاحبش را از ديدن حقيقت باز مىدارد تا به همه چيز از دريچه ذات خسيس و ضعيفش بنگرد . از آن‌جا كه آزمندى رذيله است ، در مقابل ، بخشش و قربانى كردن در هر زمان و مكانى فضيلت به شمار مىآيد . در اين ميان غذا دادن بسيار مورد ستايش پيشينيان قرار گرفته است . به ويژه عرب كه آن را عامل اصلى رياست و رهبرى دانسته و با شعر و نثر خود ، جهان را از مدح و ستايش صاحبان سفره پر كرده بودند . آنان به كنايه از چنين افرادى با عنوان كسانى كه سگ خود را مىبندند ، خاكستر و آتش فراوان دارند . . . ياد كرده‌اند . جاحظ كتابى درباره بخيلان نوشت و بسيارى از نويسندگان بخش زيادى از كتاب‌هاى خود را به نكوهش بخل و بخيلان و ستايش گشاده‌دستى و گشاده‌دستان اختصاص داده‌اند . دليل اين اهتمام ، زندگى دشوار آن زمان است كه تعداد گرسنگان هر شهر به صدها و هزاران تن مىرسيد . افزون بر اين ، مسافران روزها و ماه‌ها پياده و يا با حيوان راه مىپيمودند و مهمان‌خانه و هتلى نبود [ تا در آن استراحت كنند ] . در چنين شرايطى عجيب نيست اگر اطعام تا اين اندازه اهميت داشته باشد . به همين سبب رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله از آن در كنار سلام كردن ياد

--> ( 1 ) . « . . . فيعيش في الدّنيا عيش الفقراء و يحاسب في الآخرة حساب الأغنياء » حكمت 125 .